
دیشب یه وت دریم دیدم، بعد توش برای اولین بار پسر بودم! واتدفاک؟؟؟ بعد قشنگ حسش میکردم! چیزی که به طور فیزیکی ندارم رو حس میکردم. خیلی عجیب بود!
فکر کنم یا دارم رد میدم، یا دارم به درجات جدیدی از عرفان میرسم.
+یاد اون قسمت black mirror افتادم که اگه اشتباه نکنم آقا دکتره یه چیپ تو مغزش کاشته بودن که به یه دستگاه وصل بود، دستگاهه رو وقتی میذاشتن رو سر مریض، حس و حال فیزیکیشونو دکتره هم تجربه میکرد به صورت لحظهای، بعد اینجوری میتونست بیماریهاشونو دقیق تشخیص بده. ولی دکتره معتاد این دستگاه میشه و ازش تو س*کس استفاده میکنه، چجوری؟ میذارتش روی سر خانومی که داره باهاش س*کس میکنه و اینجوری هم لذت و کلایمکس رو به عنوان مرد و هم به عنوان یه زن تجربه میکنه همزمان! فکر کن!
++اگه قالب بهم ریخته بود واسه اینه دارم انگولک میکنم
+++وبلاگم فیل*تر شده یا فقط واسه من لود نمیشه؟؟؟

برچسب:
نویسنده: نگار رضایی