آیا به دنبال کتابی برای فرزند نوجوان خود میگردید؟
آیا میخواهید با خواندن یک کتاب، ملّت را با استوریهای خود سرویس کنید؟
آیا قصد دارید با گذاشتن پستهای فرهنگی فرهیخته و خفن به نظر برسید؟
راهحل شما در دستان ماست!
کیمیاگر! اثر پائولو کوییلو! :)
کتابی که اگر دوست نوجوانی داشتم، به او هدیهاش میکردم. :)
چیزیست با حال و هوای سیذارتا و دمیانِ هسه. مناسب نوجوانی.
کتابی میانمایه با روایتی ساده که شخصیتها یکی یکی و مرتب و منظم وارد و خارج میشوند و مسیر داستان صاف و قابل پیشبینیست. نثری دارد ساده و غیرخلّاقانه و پایانی که در آن همه به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنند! ... دربارهی جوانی در جستوجوی یک گنج، یا یک جور هدف! یا به قول نویسنده افسانهی شخصی! چیزی که انگار برای نویسنده خیلی مهمه! اونقدر که اشاره کردن به اون در یک کتاب کفایت نمیکرده و در بریدا هم آورده! :))
( از متن کتاب)
« ... تحقق بخشیدن به افسانهی شخصی یگانه وظیفهی آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است. و هنگامی که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست میشود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی»
( از متن بریدا)
«ما جست و جو نمیکنیم. میپذیریم. و بدین ترتیب، زندگی پرشورتر و درخشان تر است. چون میفهمیم هر گام ما، در تمامیلحظههای زندگی مان، معنایی عظیم تر از خود ما دارد. درک میکنیم که در هر کجای زمان و مکان، پاسخ این پرسش داده شده. میفهمیم که انگیزه ای برای بودن ما در این جا وجود دارد، و همین کافی است.
با ایمان در شب تاریک غرق میشویم، و همان کاری را میکنیم که کیمیاگران قدیم آن را «افسانه شخصی» مینامیدند، و خود را تسلیمِ هر لحظه میکنیم، و میدانیم همیشه دستی وجود دارد که ما را راهنمایی کند؛ با ماست که آن را بپذیریم یا نه.»
داستان کتاب ساده است، امّا معنی جملاتش نه! کمی که در اینترنت به فارسی سرچ کنید، سایتهایی اکثراً مذهبی را مییابید که این کتاب و نویسندهش را به باد نقد[ و فحش :دی] گرفتهاند و نویسنده را ملحد میخوانند و کتابها را گمراهکننده! (مترجم کتابها رو هم که دیگه نگو! :دی)
هر چند حرفهاشون خالی از حقیقت نیست، ولی نکتهای که بعضاً نادیدهش میگیرن، زبان بسیار نمادین کتاب است. در بخشهایی از کتاب نوعی عرفان دیده میشه، و نوعی زبان نمادین و بعضاً رمزی.
نویسنده انسانیست که از خیلی چیزها بریده و خیلی چیزها رو در جستوجوی یک جواب آزموده و همین در کتاباش منعکس شده.
بریدا از طریق جادوگری به دنبال راز هستیه و کیمیاگر از طریقی دیگر. هر دو به نتیجهی نسبتاً مشابهی میرسند که نه کافرانهست و نه گمراهکننده!
( و هر خوانندهی عاقلی میفهمد که تمام اینها نمادیست از چیزی دیگر! و هدف نویسنده قطعاً ترویج فرقههای انحرافی نیست! :))
پس متّهم کردن نویسنده به ترویج جادوگری و عرفانهای نوظهور و ممنوع کردن انتشار کتابهایش شاید اندکی کوتهفکری باشه!)
چیزهای دوستداشتنی زیادی هم در این کتاب وجود داره. مثلاً حال و هوای شرقی کتاب و شخصیتهاش. حتا بعضیها میگن که نویسنده از داستانی از مثنوی الهام گرفته که خیلی هم محتمله. و چی بهتر از مثنوی برای الهام گرفتن. :)
از چیزهای دوستداشتنی دیگه هم میتونم به این دو بخش از کتاب اشاره کنم که بسی دوستشان میدارم. به طور خاص اوّلی رو! :)
« در زندگی همه چیز نشانه است. کیهان با زبانی خلق شده که همهی موجودات میفهمند، اما فراموشش کردهاند. من، گذشته از چیزهای دیگر در جستوجوی این زبان کیهانی هستم. »
و
« ... عشق هیچگاه انسانی را از دنبال کردن افسانهی شخصیاش بازنمیدارد. اگر چنین شود به خاطر آن است که عشق تو، عشقی راستین نبوده، عشقی که به زبان جهانی سخن میگوید.»
نیازی هم به توضیح نمیبینم که چرا این کتاب رو مناسب نوجوونی میدونم. سراسر کتاب پر است از تشویق به جستوجو و گوش دادن به ندای قلب... و نحوهی تعامل با اون! :)
« قلبش گفت:« حتا اگر گاهی اعتراض میکنم، به خاطر آن است که قلب یک انسان هستم و قلب انسانها اینگونه است. از تحقق بخشیدن به بزرگترین رویاهاشان میترسند، چون گمان میکنند سزاوارشان نیستند، یا نمیتوانند به آنها تحقق بخشند. ما قلبها، حتی از ترس اندیشیدن به عشقهایی که منجر به جدایی ابدی میشوند، میمیریم، از ترس اندیشیدن به لحظههایی که میتوانستند زیبا باشند و نبودند، از ترس اندیشیدن به گنجهایی که میتوانستند کشق شوند و برای همیشه در شنها مدفون ماندند. چون اگر چنین شود، بسیار رنج خواهیمیود.»
یک شب که جوان به آسمانی بدون ماه مینگریست، به کیمیاگر گفت:« قلب من از رنج میترسد.»
« به او بگو ترس از رنج، از خود رنج بدتر است. و این که هیچ قلبی، تا زمانی که در جستوجوی رویاهایش باشد، هرگز رنج نخواهدبرد. چون هر لحظه جستوجو، لحظهی ملاقات با خداوند و ابدیت است.»
پینوشت: راستی! خبر خوب! حلّی۲ رو یادتون هست با مدیر حراستی و حال خرابش؟! ... حالش بهتر شده الآن. برگشته دست خودیها :) ... خبرهایی هم انگار هست دربارهی احیای سازمان... کاش درست باشه و کاش اگه درست بود، درست استفاده بشه ازش اینبار...
روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد
#قائممقام فراهانی
+ نوشتهشده توسط ناشناس... در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ و ساعت 23:59 |
برچسب:
نویسنده: نگار رضایی