ناشناس...

متن مرتبط با «دانلود با اینا خستگیمو در میکنم» در سایت ناشناس... نوشته شده است

بررسی خوبه باز من گاوم ولی خدا خودش هوامو داره

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «خوبه باز من گاوم ولی خدا خودش هوامو داره» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. واقعا عزت نفس ندارم که از رابطه میام بیرون به اون شخص فکر می‌کنم باورم نمی‌شه چجوری قبول‌ کردم باهاش برم تو رابطه! تهوع می‌گیرم. احساس شرم می‌کنم. شرم و پشیمونی. آدم شو دختر. وقتی خود طرف ده هزا...

    ادامه مطلب
  • باورم نمی‌شه

  • نیلوبلاگ

    باورم نمی‌شهوای الان به یه اپیفانی (درک ناگهانی) رسیدم. یوتوب رو باز کردم اولین ویدیو کوتاهی که دیدم این بود:آیا حاضرین با یک مرد زن‌ستیزِ آلفا که استوری اینستا نمی‌ذاره تا نشون بده مثلا خیلی آدم به‌تخ*مم و سیگماییه برین تو رابطه یا با یه پسر پیک‌می که ماچا می‌نوشه، کیف tote می‌پوشه و استوری‌های اینستاش اسپم سبک‌زندگی خیلی انتلکتی و چسی و زیبایی‌شناسانشه؟بعد من تو یک ثانیه و ناخودآگاه مغزم تصمیم گرفت که خب اولی. بعد اسکرول کردم رفتم ویدیو بعدی. یهو اینجوری بودم که چی؟ اولی رو انتخاب کردی؟؟ روانی...

    ادامه مطلب
  • لباسات توی ساک

  • نیلوبلاگ

    لباسات توی ساکپشمام. چندروزه از تولد اینجا می‌گذره و من تازه متوجه شدم. یازدهم تیر پارسال اولین پست رو اینجا نوشتم. لابد می‌گین پس چرا آرشیوت چهار ماهه فقط؟! دلایل مختلفی داره، حال بد اون زمانم و پارانوید بودنم و یه سری آدم عجیب غریب تو بلاگفا باعث شدن یهو فیریک بزنم شروع کنم دونه دونه پست‌های چند ماه رو ثبت موقت کردن. نمی‌دونم چرا پاک نکردم و نشستم عین دیوونه‌ها زمان گذاشتم و دونه دونه ثبت موقت کردمشون. الان اولین پست رو باز کردم خوندمش. چقدر دلم سوخت برای منِ یک سال پیشم. وسطای خوندن یکم ترسید...

    ادامه مطلب
  • از هر دری...

  • نیلوبلاگ

    《 به نامش 》 یه چیزایی نوشتهبودم؛ لکن دستم خورد و صفحه ریفرش شد و نوشتهها پرید. باید بگم که خوش به حالتون! چون از اونجایی که حال ندارم، به چند حرف ِ بیربط ِکوتاه بسنده میکنم! :) یک.خبر خوب برای امیرخانیدوستان! جمعه در همایشی بودم که یکی از سخنرانهاش رضا امیرخانی بود. صحبتهاش بد نبود. همونا رو ۱۰ دی تو دانشگاه خودمون هم میگه! دوست داشتین برین! :) بعد از همایش وقتی که نشت نشا رو برای امضا کردن بردم پیشش، گفتوگویی در جریان بود بین او و چند جوون مثل من. و میون حرفاش گفت که کتاب جدیدش آمادهست و دست ارشاده. ظاهراً رمانه و نامش 《ر.ه.ش》ست. بنابراین فعلاً خوشحالم که به زودی یه رمان خوب ایرانی قراره بخونم. :) دو. دیشب برای سومین بار خواب عجیبی دیدم. هر سه خواب با هم کاملاً متفاوت بودن، ولی هر سه از ی...

    ادامه مطلب
  • چه باید کرد؟

  • نیلوبلاگ

    بحث دیگری دارم به نام « پیوندهای عوضی» یا «وجوه مشترک عوضی». بحثی که به نام جغرافیای یک تز گفتم در اینجا کاملاً صادق است، همانطور که بین دو گروه هم پیوند میتوان تخاصم و جدایی ایجاد کرد میان دو گروه متخاصم و جدا و بیگانه با هم نیز میتوان پیوندها و وجه اشتراکهای عوضی به وجود آورد و این نقشی است که هم در آفریقا و هم در آمریکای لاتین و بیش از همه در شرق و بیشتر از شرق، در کشورهای اسلامی وجود داشته است. یکی- به دروغ و حیله- به نام اشتراک و ارتباط دینی، و یکی- به صورت انحرافی- به اسم قومیت و خون، و یکی- به دروغ- به نام ارتباط نوعی، یعنی سه فکر و سه مکتب درستی که میشود به آن معتقد بود، در غیر جغرافیا و زمان خودش، به شکل ابزاری توجیهکننده، استخدام شده تا میان طبقات و ملتها و یا گروههای اجتماعی که ب...

    ادامه مطلب
  • اندر عادت و اسارت ...

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم یک. بیداریهای فروردینناراحتم. بد جور هم. به ندرت پیش میاد که چیزی عصبانیم کنه یا منُ به هم بریزه. البته این بههمریختگی تنها نمود بیرونیش حواسپرتی و بیداریهای شبانهست! ... و الآن یه هفتهای هست که شبها بیدارم!در این یکی دو سالی که دانشجو شدیم، خیلی از آدمهایی که میشناختیم دودی شد...

    ادامه مطلب
  • چند خطی مهمانِ نادر ابراهیمی! :) ... (از ابوالمشاغل و ابنمشغله)

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم بیمقدّمه! : 《 ... مسئلهی اساسی انسان مسئول عصر ما، غلبه بر ظلم نیست؛ ناسازگاری قطعی و لجوجانه با ظلم است. برای ما، اینک، همین کافیست که《خوبی》 ، با هر تعریف و تعبیر که باشد، وجود داشته باشد و معتقدانی داشته باشد. اینکه نمیتواند بر 《بدی》چیره شود و بدی را بشکند و خرد کند و نابود، هیچ مسئلهی عمدهای نیست. ما، مهم این است که باور داشته باشیم که آمدهایم تأثیر بگذاریم و تغییر بدهیم؛ نیامدهایم که فقط باشیم و بودنی بدون شدن را تجربه کنیم. ما آمدهایم که صورت سنگی دیوار را، دست کم، بخراشیم؛ اگر نه دیوار را از پی و پایه فرو بریزیم ... 》...

    ادامه مطلب
  • مدیر مدرسه! ( نیو ورژن! )

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم چند خاطره ... از آوردن نام اشخاص بنا به دلایلی معذورم! :دی سکانس یکم - حیاط دبیرستان علّامهحلّی یک تهران - اوّل دبیرستان: مهرماه است و مدرسه تازه شروع شده. توی حیاط صف بستهایم که مدیر جدید مدرسه برایمان سخنرانی کند. در ادامهی راهی که دولت پیش گرفته، مدیران خیلی از مدارس عوض شدهاند ... راهی که انتهای آن مرگ سمپاد است. زمزمههایی به گوش میرسه که مدیر جدید، قبلاً تو یکی از نهادهای امنیتی بوده! البته همونجا هم کارنامهی موفّقی نداشته! ولی ظاهراً با روابط قدرتمندی که داره، تونسته سکّان بهترین دبیرستان آسیا رو به دست بگیره! مدیر همه رو...

    ادامه مطلب
  • در ادامه ...!

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم داستان تابستون حلّیدو تا اونجایی پیش رفت که کار رو، با تمام مسائلش، تحویل گرفتیم و یک تیم چهارده پونزده نفری مشغول کار شدیم! نزدیک 60 کلاس برای تابستون تعریف شد! با استاد و پوستر و برنامهی زمانی! برای هر کلاس حدّ نصاب 5 نفر بود و سقف 12 نفر. پیشبینی میشد که با یک کار ِخوب، 30 درصد بچّهها ثبتنام کنن و 20-30 کلاس به حدّ نصاب برسه. (به خاطر اوضاع نابسامان این یکی دو سال و بیاعتمادی اولیا به مدرسه) چهارشنبه و پنجشنبه روز ثبتنام بود. سالن اجتماعات رو خالی کردیم و دور تا دور میز چیدیم و پوستر زدیم. هر میز برای یک گروه. از هر گروه هم یکی از مع...

    ادامه مطلب
  • مگسی در حضرت سیمرغ!

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم یکشنبه - سوم مردادماه صبح زود از خواب بیدار میشم، در حالی که شب هم تا دیروقت بیدار بودم! از حجم کارهای چند روز گذشته هنوز خستهام! و اصلاً دوست ندارم با این وضع برم سر کلاس! خیلی زود به سمت مدرسه راه میفتم و زودتر از چیزی که باید میرسم. حیاط مدرسه نسبتاً خلوته. از در شیشهای طبقه اوّل، که دانشآموزا اجازهی عبور ندارن، عبور میکنم! ... یادش یه خیر! یک زمانی این در نوعی خطّ قرمز بود که از شکستنش واهمه داشتیم! ... وارد تالار دبیران میشم. حسّ غریبی دارم! ... این چند روز زمان زیادی رو توی این اتاق گذروندیم ولی درگیر کار اجرایی بودیم ... نه دبیر! ...

    ادامه مطلب
  • ... با اینا خستگیمو در میکنم!

  • نیلوبلاگ

    هو الحکیم اوضاع مدرسه اصلاً جالب نیست. هرچند کلاسها منظّم و به خوبی در حال برگزاری هستند و بچّهها هم همه چیز رو گل و بلبل میبینن و از کلاسها راضیان، ما میدونیم که خیلی چیزا سر جاش نیست ... در این دو سال، مدرسه کمکم تبدیل به خرابه شده! تجهیزات افتضاح! بعضی وقتها کمتر از یک مدرسهی دولتی! و آدمهایی که کار اجرایی میکنن، به شدّت بیمسئولیت! ... جزوهها به کلاسها نمیرسه ... آزمایشگاه نظافت نمیشه ... وسایل و موادی که سفارش میدیم نمیرسن یا دیر میرسن ... برای کلاسها باید حواسمون باشه که گچ داشته باشیم! ... و حتّی چای و بیسکوئیت هم به ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مدیر مدرسه به انگلیسی | مدیر مدرسه آل احمد | مدير مدرسه | مدیر مدرسه موفق | مدير مدرسه يقتل طالب | مدیر مدرسه ابتدایی | مدير مدرسه جلال آل احمد | مدير مدرسه يطقطق على الطلاب | مدير مدرسه الزهاوي | مدیر مدرسه جلال